دانلود کتاب هنر ظریف بیخیالی+pdf

معرفی کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

کتاب هنر ظریف بی‌خیالی به قلم مارک منسون که از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز محسوب می‌شود به شما نشان می‌دهد که می‌توان چشم‌ها را بست و باور کرد که می‌توان به عقب افتاد ولی هنوز خوب بود. این کتاب به شما می‌آموزد ارزش کمتری قائل شوید و بیهوده تلاش نکنید.

تصوّر بیشتر مردم از بی‌خیالی، نوعی از بی‌تفاوتی و آرامش نسبت به همه چیز است؛ آرامشی که همه طوفان‌ها را پشت سر می‌گذارد. آن‌ها آرزو می‌کنند فردی باشند که هیچ چیز تکانش نمی‌دهد و هیچ کس را خراب نمی‌کند.

مارک منسون (Mark Manson) معتقد است که امروزه یک بیماری واگیردار روانی وجود دارد که در آن افراد دیگر متوجّه نیستند که باید پذیرفت گاهی بعضی چیزها می‌توانند خیلی بد باشند. او می‌گوید که شاید از نظر عقلانی، این موضوع در ظاهر تنبلی به نظر بیاید، اما یقین دارد که موضوع زندگی یا مرگ این‌گونه است.

زیرا وقتی باور دارید پذیرفتنی نیست که گاهی بعضی چیزها بسیار بد باشند، به طور ناخودآگاه خودتان را سرزنش می‌کنید. سپس احساس می‌کنید به طور ذاتی مشکلی در شما وجود دارد و این احساس شما را به هر شکلی از جبران بیش از حد وامی‌دارد، مانند خرید چهل جفت کفش یا کارهای عجیبی از این قبیل.

این باور که گاهی بی‌کفایت بودن پذیرفتنی نیست، منشأ حلقه بازخورد از جهنّم است که روز به روز در حال افزایش است و دارد بر فرهنگ انسان حکومت می‌کند.

کتاب هنر ظریف بی‌خیالی (The Subtle Art of Not Giving a F*ck) برای کاهش مشکلات یا دردهای شما ارزشی قائل نیست و دقیقاً به همین دلیل، شما خواهید دانست که این کتاب با شما صادق است. این کتاب یک دستورالعمل برای عالی بودن نیست و نمی‌تواند باشد، چون عالی بودن تنها توهّمی در ذهن شما است؛ یک مقصد ساختگی که شما خود را وادار به دنبال کردن آن می‌کنید.

در عوض، این کتاب دردهای شما را به ابزار، آسیب روحی شما را به قدرت و مشکلات شما را به مشکلات کمی بهتر تبدیل می‌کند. این پیشرفت واقعی است.

به این کتاب به عنوان دستورالعملی نگاه کنید که به شما می‌آموزد چگونه بهتر، به گونه‌ای معنی‌دار و با احساس و تواضع بیشتری رنج ببرید. این کتابی درباره حرکت آرام با وجود مسئولیّت‌های سنگین، آرامش بیشتر با وجود ترس‌های بسیار و خندیدن بر اشک‌های خود هنگام گریه کردن است.

این کتاب به شما نمی‌آموزد چگونه چیزی به دست آورید یا به چیزی دست یابید، بلکه می‌آموزد چگونه از دست بدهید و همچنان به مسیر خود ادامه دهید. همچنین به شما می‌آموزد داشته‌های زندگی‌تان را بگیرید و همه چیز به جز چیزهای مهم را از زندگی خود پاک کنید.

در بخشی از کتاب هنر ظریف بی خیالی می‌خوانیم:

هیچ اعتقاد تثبیت ‌شده صحیح یا ایدئولوژی کاملی وجود ندارد. این تنها تجربه شما است که نشان‌تان می‌دهد چه چیزی برای شما خوب است – و حتّی آن تجربه هم شاید تا اندازه‌ای اشتباه باشد. و از آنجایی که من و شما و هر کس دیگری نیازها و گذشته فردی و شرایط زندگی مختلفی داریم، ناچار هر کدام به پاسخ‌های «صحیح» مختلفی درباره معنای زندگی خود و چگونه زندگی کردن آن می‌رسیم.

پاسخ صحیح ما، دربرگیرنده سفر چندین‌ ساله ما به تنهایی تا پایان راه، زندگی در مکان‌های ناشناخته و خندیدن به خارج کردن باد از شکم‌های‌مان است. یا حدّاقل تا به حال پاسخ صحیح ما این بوده است. این پاسخ تغییر می‌یابد و دچار تحوّل می‌شود، زیرا من تغییر می‌کنم و متحوّل می‌شوم؛ و همچنان که من رشد می‌کنم و با تجربه‌تر می‌شوم، اشتباهات قبلی خود را کنار می‌گذارم و هر روز کمتر و کمتر اشتباه می‌کنم.

بسیاری از مردم آن‌قدر ذهن‌شان مشغول «صحیح» عمل کردن در زندگی است که هرگز واقعاً آن را زندگی نمی‌کنند.

زنی مجرّد و تنها است و یک شریک زندگی می‌خواهد، ولی هرگز از خانه بیرون نمی‌رود و کاری برای آن انجام نمی‌دهد. مردی مثل یک اسب کار می‌کند و معتقد است شایستگی یک ترفیع رتبه را دارد، ولی هرگز این را با صراحت به رئیس خود نمی‌گوید.

به آن‌ها گفته می‌شود که از شکست، انکار، یا نه شنیدن می‌ترسند.

ولی موضوع این نیست. البتّه، انکار شدن عذاب‌آور است. شکست بسیار بد است. ولی قطعیّت‌های خاصّی هستند که ما به آن‌ها محکم چسبیده‌ایم- قطعیّت‌هایی که ما می‌ترسیم آن‌ها را مورد سؤال قرار دهیم یا از آن‌ها رها شویم، ارزش‌هایی که در طول سال‌ها به زندگی ما معنا داده‌اند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *