دانلود رایگان کتاب صوتی داشتن و نداشتن +pdf

معرفی کتاب صوتی داشتن و نداشتن

کتاب صوتی داشتن و نداشتن نوشته‌ی ارنست همینگوی، داستانی هیجان‌انگیز و جذاب درباره‌ی ناخدایی به نام هری مورگان است که برای تامین امرار معاش خانواده به قاچاق کالا و انسان روی می‌آورد.

درباره‌ی کتاب صوتی داشتن و نداشتن:

مسئله‌ی فقر و تبعیض طبقاتی از موضوعات پر تکرار در ادبیات جهان است. مردم کشورهای گوناگون طعم تلخ فقر را چشیده‌اند و مردان بسیاری شرمنده خانواده‌ی خود شده‌اند. نویسنده‌های زیادی هم درباره‌ی این موضوع کتاب‌هایی به نگارش درآورده‌اند و آن‌ها را به تصویر کشیده‌اند.

ارنست همینگوی (Ernest Hemingway) نیز یکی از همین نویسندگان است که با دیدی واقع‌گرایانه سرنوشت مردمانی را شرح می‌دهد که در دل رویدادهای وحشتناک روزگار، کوشیده‌اند تا ارزش‌های انسانی‌ خود را حفظ کنند. او در کتاب داشتن و نداشتن (To Have and Have Not) داستان زندگی مردی بسیار شریف را روایت می‌کند که به خاطر فشارهای زندگی مجبور می‌شود به سمت جرم و جنایت برود.

این کتاب در سه بخش با عنوان بهار، پاییز و زمستان در سال ۱۹۳۷ چاپ شد. ارنست همینگوی در این رمان، به صورت حقیقی و قابل لمس به روایت ارتباطات انسانی می‌پردازد که همین موضوع باعث شده این کتاب به عنوان یکی از برجسته‌ترین آثار ادبی از گذشته تاکنون شناخته شود. سه فیلم براساس این کتاب در سال‌های ۱۹۴۴، ۱۹۵۰ و ۱۹۸۷ ساخته شده است.

خلاصه‌ی کتاب صوتی داشتن و نداشتن:

کتاب داشتن و نداشتن درباره‌ی ناخدای کشتی است که به کار ماهی‌گیری مشغول است و در کشور فلوریدا زندگی می‌کند. این ناخدا که هری مورگان نام دارد، انسانی شریف و خوب است، اما به دلیل شرایط دشوار و اسفناک اقتصادی که خارج از کنترل اوست به بازار سیاه برای امرار معاش خود وارد می‌شود. او کالاهای قاچاق را از کوبا می‌آورد و در فلوریدا عرضه می‌کند.

اما باز هم شرایط برای هری مورگان سخت می‌شود، زیرا یکی از مشتریان مرفه او، دستمزد یک سفر ماهیگیری که سه هفته طول کشیده بود را به او پرداخت نکرده است. پس از این رویداد، هری با تصمیمی سرنوشت‌ساز روبه‌رو می‌شود، او به کار قاچاق انسان روی می‌آورد تا بتواند مخارج زندگی و خانواده‌اش را تامین کند. مجدداً تنگدستی به او فشار می‌آورد و شروع به قاچاق بارهای غیرقانونی می‌کند که این کارها تاثیر بدی در سرنوشت او می‌گذارند.

ارنست همینگوی را بیشتر بشناسیم:

ارنست همینگوی از بهترین نویسندگان معاصر در کشور آمریکا است که در سال ۱۸۹۹ چشم به جهان گشود. ارنست در جنگ جهانی اول داوطلبانه به عنوان راننده‌ی آمبولانس در جبهه‌ی ایتالیا مشغول به خدمت شد و بعد از جراحتی سخت به آمریکا بازگشت.

او از بنیانگذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، به نام «وقایع‌نگاری ادبی» است. ارنست همینگوی در سال ۱۹۲۷ کتاب قاتلین را به رشته تحریر درآورده و از طریق نگارش آن به شهرت رسید، سپس در سال ۱۹۲۹ «وداع با اسلحه» را نوشت. کتاب دیگر همینگوی «پیرمرد و دریا» است که او را در سال ۱۹۵۳ شایسته دریافت جایزه پلیتزر «Pulitzer» کرد.

همچنین در سال ۱۹۵۴ به خاطر سبک قدرتمندش در هنر داستان‌سرایی موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل شد. همینگوی نویسنده‌ای است چیره‌دست که کوچک‌ترین زوایای صحنه را از قلم جا نمی‌اندازد و با احساسِ قوی خود، آن‌چنان محیط اطراف را توصیف می‌کند که گویی انسان، داستانی زنده را پیش روی خود می‌بیند.

در قسمتی از کتاب صوتی داشتن و نداشتن می‌شنویم:

«نمی‌خواهم خودم را با این کار گول بزنم، اما مگر چاره‌ی دیگری هم دارم؟ آن‌ها که به آدم مهلت انتخاب نمی‌دهند. می‌توانم این یکی را بی‌خیال شوم، اما بعدی چه خواهد بود؟ طالب این کار که نبودم، اما آدم که مجبور می‌شود کاری بکند باید دل به دریا بزند. شاید آلبرت را با خودم نبرم. او بی دست و پاست اما بی‌شیله و پیله است. تو قایق آدم به‌دردبخوری‌ست. با دل و جرئت است اما هنوز دودلم که او را با خود ببرم یا نه. ولی خُب کاکاسیاه یا آن خرمست را که نمی‌توانم ببرم. باید کسی را ببرم که بتوانم به او اعتماد کنم. ولی نباید او را در جریان بگذارم چون ممکن است شانه خالی کند و آن وقت باید دنبال کس دیگری بروم. تنهایی بهتر است. انجام هر کاری تنهایی بهتر است.»

social position

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت
× آنلاین